راجا شمایل، نویسنده ای ضدنژادپرستی، ضدصهیونیسم و ضداستعمارگری، در نوشتاری پیرامون اجلاس دوربان ٢ - که با تصویر رییس جمهور ایران همراه ساخته- می نویسد: می خواهم در کمال فروتنی و با تمام احترامی که برای رییس جمهور احمدی نژاد قایلم از وی تقاضا کنم هنگامی که در جریان کنفرانسی پیرامون نژادپرستی از یک رژیم و یک ایدئولوژی نژادپرستانه سخن می گوید، بیشتر مراقب باشد... و نژادپرستی را آب پرتقال بنامد تا به چاک قبای نژادپرستان و دوستانشان برنخورد... در واقع، اسراییل در این کنفرانس شرکت نداشت، اما دوستان این اسراییل نژادپرست آنجا بودند، و بلافاصله که رییس جمهور احمدی نژاد از نژادپرستی صهیونیسم اسراییل سخن گفت، محل را ترک کردند. احتمالا، آنها نمی خواستند کسی در طول کنفرانسی پیرامون نژادپرستی، نژادپرست را معلوم کند! اما، مضحک این جاست که شخصی مانند احمدی نژاد از کشوری پارسی است که یک بار به تمامی یهودیان اسیر در بابل آزادی بخشید. علاوه بر این، احمدی نژاد از دینی است که نژادپرستی را ممنوع ساخته و از مؤمنان می خواهد از یهودیان و نیز، مسیحیان) حمایت کنند. در حالی که:
- این نمایندگان اروپایی (که تاب شنیدن حقیقت را ندارند) نوادگان فرهنگ ها و تمدن هایی هستند که از سال ۶٠ میلادی تا ١٩۴۵ در مورد یهودیان تبعیض قایل شده اند!
-تمامی این نمایندگان اروپایی از کلیساهایی مسیحی آمده اند که، هرگز یهودیت را نپذیرفته اند و عادت داشتند که به یهودیان آزار برسانند!
- تمامی این هیئت های اروپایی نمایندگان کشورهایی هستند که، از قرن ١۵ تاکنون، دو سوم بشریت را استعمار و استثمار کرده اند.
و حالا ببینید ما کجاییم، در اجلاس و در اوج ریاکاری: در کنفرانسی پیرامون نژادپرستی نمی توانیم نزادپرست را به نام بنامیم!
در نتیجه، و برای خوشامد آنهایی که نژادپرستی را طی ۵٠٠ سال گذشته اختراع و اعمال کرده اند، از رییس جمهور احمد نژاد تمنا دارم دیگر هرگز اسراییل را به نام صدا نگند... بلکه، فقط بگوید: آب پرتقال...
نظرات ()سلام
خیلی وقت بود که می خواستم مطلب نوشتن در این وبلاگ را آغاز کنم.
برنامه هایی هم داشتم ولی نمی دونم چرا مشکل پیش می آمد. ولی خدا رو شکر این بار دیگه کاری پیش نیومد.
از آقا سهیل هم معذرت می خوام و تشکر می کنم که اینقدر صبر کردند.
ولی مطلبی که می خواستم برای اولین پستم توی این وبلاگ بنویسم اونی نیست که الان دارم می نویسم!
اما جریان سخنرانی رئیس جمهور و حاشیه های اون باعث شد که ...
به هر حال سروران عزیزم خودتون بهتر می دونید که صهیونیست ها تمام تلاششون رو کردند تا مراسم سخنرانی آقای احمدی نژاد رو بهم بزنند و به خیال خودشون باعث آبروریزی برای کشور عزیز ما و همه آزاده های دنیا بشوند. نمی دونم چرا اون ها از تجربه های قبلی شون درس نمی گیرند!؟
«شکر خدایی را که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.»
نکته جالب توجه در به ظاهر اعتراض هایی که به دکتر صورت گرفت، وجود یک شاهد دروغین هولوکاست به نام الی ویزل در جمع معترضان در بیرون از ساختمان اجلاس بود.
این آقای ویزل که به ظاهر یکی از شاهدان اتاق های گاز در اردوگاه آشویتس بوده به عنوان یکی از معتبرترین شاهدان عینی هولوکاست و بخصوص اتاق های گاز محسوب می شود. نکات فراوانی در مورد ویزل و شهادت نامه او که کتابی است به نام شب، وجود دارد. اما بارزترین مورد که نشان از دروغ گویی و فریبکاری این فرد فرصت طلب دارد این است که در کتاب او هیچ اشاره ای به کشتار در اتاق های گاز نشده است! تنها در یک مورد اشاره ای ضمنی داشته که اصلاً در رابطه با آن توضیحی نداده است.
پروفسور فوریسون در این باره نوشته است:
« فقط یک اشاره مبهم و زودگذر در صفحات 78-79 صورت گرفته است: ویزل که همواره دوست داشت گفتگو هایی با خدا داشته باشد، به خدا می گوید: «اما این مردان، کسانی که تو به آنها بی وفایی کرد، کسانی که اجازه دادی شکنجه شوند، قصابی شوند، با گاز کشته شوند و بسوزند، چه کاری انجام داده بودند؟ آنها به درگاه تو استغاثه می کنند.
(Night, New York, Discus/Avon Books, 1969, p. 79)
در واقع آن زمانی که او این کتاب را نوشته است هنوز ادعاهای فراوانی در مورد جنگ جهانی وجود داشته است و اتهامات گوناگونی به آلمان ها وارد می شد که اکنون بسیاری از آن ها مردود اعلام شده و غیر ممکن بودن آنها از لحاظ علمی و عملی ثابت شده است. مثل کشتار یهودیان در دیگ هایی از آب جوشان! یا کشتار در حفره هایی از آتش. و اتهامی که ویزل در کتاب شب به آلمان ها وارد کرده است، کشتار در حفره هایی از آتش می باشد.
نکته ی دیگر در مورد ویزل، به زمانی بر می گردد که روس ها در حال نزدیک شدن به آشویتس بودند و آلمان ها تصمیم به تخلیه ی اردوگاه گرفتند. با توجه به شرایطی که در آن زمان وجود داشته انتقال همه اسرا کار سختی بوده از اینرو آلمان ها فقط زندانیانی را با خود می بردند که سالم بودند و توان تحمل این سفر طولانی و کار کردن در اردوگاه های کار را داشته اند.
اما بشنوید از ویزل که در آن زمان پسربچه ای بوده که با پدرش در آشویتس زندانی بوده اند. جدای از این که چطور ممکن بوده که او و پدرش از اردوگاهی که به گفته ی خود ویزل روزانه 10000 نفر در آن در گودال های آتش می سوخته اند!!! جان سالم به در ببرند –و به قول ویزل این یک معجزه بوده است!- نکته ی جالب این است که ویزل می گوید زمانی که روس ها در حال نزدیک شدن به آنجا بودند من در بیمارستان بستری بودم! دلیل این بستری شدن تعجب آورتر است. او بخاطر جراحی پایش که دچار عفونت شده بوده بستری بوده است!!! و دکترها دو هفته استراحت کامل و غذای خوب برای او تجویز کرده بودند!
احتمالاً نازی ها بجز اینکه خیلی بی رحم بودند خیلی احمق هم بوده اند. چون اول یک نفر را جراحی می کرداند و بعد در بیمارستان اردوگاه بستری می کردند و دو هفته استراحت برای بهبودی کامل او تجویز می کردند تا سرانجام او را در گودال آتش بسوزانند!!!
در هر صورت با جدی شدن حمله روس ها، آلمان ها تصمیم به ترک آشویتس گرفتند و بیماران را همراه خود نبردند. پدر ویزل هم می توانسته به عنوان خدمتکار بیمارستان همراه او، منتظر روس ها بماند. اما تعجب آورتر اینکه الی و پدرش تصمیم می گیرند که همراه آلمان ها از آشویتس بروند!!!
خلاصه چنین نکاتی که هر آدم عاقلی را به خنده وا می دارد در ادبیات هولوکاست فراوان است و به همین دلیل است که تحقیق درباره هولوکاست ممنوع است.
مقاله ی جالبی در مورد کتاب شب در خبرگزاری فارس آمده است که در ادامه مطلب آورده ام.
نظرات ()قسمت دوم از سلسله مقالات «برنامهی صهیونیسم برای تسخیر جهان» که توسط مدیر وبلاگ نوشته شده است، در اختیار شما قرار میگیرد.
قصد داریم پس از گذاشتن کامل این مقالات بر روی وبلاگ، و جمعآوری نظرات صاحبان نظر و اساتید دانشگاه، این مجموعه را در قالب یک ککتاب منتشر کنیم. پس نظرات خود را از ما دریغ نفرمایید!
برای خواندن مقاله، به ادامه مطلب بروید.
نظرات ()جنبش صهیونیسم، به مثابه یک حرکت جهانی، با برنامهی منظم و هدفمندی اقدام میکند. برای آشنایی با این جنبش و جلوگیری از گسترش این غدهی سرطانی در جهان، ابتدا باید این برنامه و هدف را- که از منابع اصلی تفکر صهیونیسم است- به خوبی شناخت تا بتوانیم خود را در برابر آن، قدرتمند کنیم. این برنامهها، همان «پروتکلهای رهبران صهیونیست» است که حتی پیش از آغاز فعالیت صهیونیسم به صورت رسمی (در اواخر دههی 70 از سدهی سیزدهم شمسی)، هدف صهیونگرایان بوده و با شکلگیری «سازمان صهیونیستی» به دست تئودور هرصل[i]، شکل سازمانیافته به خود گرفت.
این پروتکلها، از سوی بسیاری از اندیشمندان جهان مورد انتقاد شدید قرار گرفته است؛ و دلیل آن هم محتوای خودخواهانه و خودبزرگبین آن است که از شخصیت متکبرانهی نویسندگان و باورهای نژادپرستانهی رهبران این تفکر نشأت میگیرد.
حتماً تا به حال با این پرسش مواجه شدهاید که ما چرا باید با صهیونیسم و اسراییل مخالفت کنیم؟ جنگ اسراییل و فلسطینیان، یک جنگ بر سر تصاحب زمین است که به ما مربوط نمیشود و ما چرا باید خود را داخل این ماجرا کنیم؟
درونمایهی پروتکلها، «اهداف صهیونیستها، جهت سلطهی همهجانبه (به ویژه سلطهی اقتصادی) بر همهی اقوام و نژادها و ادیان دنیا» است. مطالعه و بررسی این پروتکلها، میتواند جواب بسیاری از این پرسشها را بدهد. جنبش صهیونیسم، به مثابهی یک حرکت همهجانبه (از اقتصادی و سیاسی گرفته تا فرهنگی و نظامی) قصد تسلط بر تمامی جهانیان را دارد! بنابراین مقابله با صهیونیسم، مقابله با یک عده یهودی که سالها مورد ستم واقع شدهاند نیست؛ بلکه مقابله با افراد خودپرست و نژادپرستی است که در چشمان آنها تمام افراد غیریهودی (یا بهتر بگویم غیرصهیونیست) به عنوان برده و موجود پست، در جهت رفاه حال آنان آفریده شدهاند و صهیونیستها، این را حق طبیعی خود میدانند که از سایر مللو اقوام بهرهکشی کنند! بنابراین مقابله با صهیونیسم، مقابله با این تفکر است و در نتیجه، دفاع واقعی از حقوق بشر.
دربارهی پروتکلهای رهبران صهیونیسم
«پروتکلها، برنامهای است که سرمایهداران و اقتصاددانان یهود برای ویران کردم بنای مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظیم کردهاند. یهودیان صهیونیست معتقدند که بعد از این ویرانی- که به گفتهی اصحاب پروتکلها طی صد سال انجام خواهد شد- آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنتی یهودی- داوودی برقرار خواهند کرد که با تدابیر و امکانات خود به یهودیان- با آن که اقلیتی ناچیز هستند- این امکان را میدهد تا بر تمام جهان مستبدانه حکومت کنند و هیچ دینی، نه مسیحیت و نه اسلام، در کنار آیین یهودی- داوودی باقی نخواهد ماند»[ii].
این پروتکلها، طی چند جلسه شکل گرفتند و برای نخستین بار در اولین کنگرهی صهیونیستی در سال 1276 در جمع صهیونیستهایی که از تمام دنیا در این نشست شرکت میکردند، مطرح شد. امّا این متنها به وسیلهی پلیس مخفی تزار روسیه، ربوده شد! سالها بعد از عبری به روسی و سپس به وسیلهی «ویکتور مارسدن» در سال 1296 به زبان انگلیسی، ترجمه شد.
سه سال بعد، «هنری فورد»[iii] متن این پروتکلها را در نشریهی شخصی خود، طی چند مقاله منتشر کرد و به نقد و بررسی آنها پرداخت. در پی این اقدام، وی شدیداً با انتقاد صهیونیستها مواجه گشت و مجبور شد در 10 تیرماه 1306، در نامهای که به رهبر انجمن یهودیان آمریکا نوشت، رسماً از آنها عذرخواهی کرد! البته وی هیچگاه مطالب بیان شده را تکذیب و نقض نکرد.
در این سلسله مقالات که در «باشگاه ضدصهیونیستها» آماده شده است، قصد داریم متن این پروتکلها را به بحث بگذاریم. به امید آن که بتوانیم رضایت شما خوانندگان عزیز را جلب نماییم. هر چند این در تدوین این مقالات، سعی شده است از منابع معتبر استفاده شود، اما باور من این است که به هیچ وجه از نقص خالی نیست و نیازمند نظرات مفید شما میباشد. بنابراین از ارایهی پیشنهادات و نظرات گرانقدر خود، مضایقه نفرمایید.
سهیل کثیرینژاد
[i] Theodor Herzl (1283-1239)
[ii] پروتکلهای دانشوران صهیون، عجاج نویهض، ترجمه حمیدرضا شیخی.
[iii] Henry Ford (1326-1242)
نظرات ()تاریخچهی سرود:
سرود ملی اسراییل، با عنوان هاتیکوا (به معنی امید) شناخته می شود. این سرود در سال ١٢۵٧ به وسیلهی شاعر گالیسیایی «نفتالی هرزایمبر» (١٢٨٨-١٢٣۵) در زلوچیف اوکراین نوشته شد که ١٩ سال بعد، در نخستین کنگرهی صهیونیست در سال ١٢٧۶، به عنوان سرود صهیونیسم، رسماً تصویب شد. او در سال ١٢۶١ از گالیسیا به فلسطین رفت.
ملودی این سرود نیز به وسیلهی «ساموئل کوهن»، که اصالتاً اهل کشور مولداوی است، تنظیم شد. این ملودی تا حدودی مبنی بر سرودهای مردمی اهالی اسکاندیناوی است و برگرفته از یک نت موسیقی آهنگساز معروف اهل چک «اسمتانا» به نام «مولدائو» میباشد.
دربارهی سرود:
هاتیکوا بیانکنندهی شوق و امید یهودیانی است که آرزو داشتند روزی به سرزمین اجدادیشان بازگردند. در تاریخ این گونه آمده که یهودیان، هفتاد سال پس از میلاد مسیح، توسط ارتش روم به رهبری تیتوس از آنجا اخراج شدند. تیتوس همچنین معبد مقدس (بِت هَمیقداش) را نابود کرد. از آن روز به بعد و طی دوهزار سال، آرزوی یهودیان بوده که رو به سوی شرق، و اورشلیم، به سرزمین فلسطین بازگردند. در این سرود، صهیون مترادف اسراییل و اورشلیم است.
متن عبری و تلفظ آن:
כל עוד בלבב פנימה کُل عود بالِواو پنیماه
נפש יהודי הומיה, نِفِش یِهودی هُ میاه
ולפאתי מזרח קדימה اولفائتی میزراخ کادیماه
עין לציון צופיה - عین لصیون صوفیاه
עוד לא אבדה תקותנו, عود لو آوداه تیکواتنو
התקוה בת שנות אלפים, هاتیکوا بات شنوت آلپاییم
להיות עם חופשי בארצנו لیهیوت عم خوفشی بِاَرصنو
ארץ ציון וירושלים. ارص صیون ویروشالاییم.
برگردان فارسی سرود:
تا هنگامی که از ژرفای قلب
روح یهودی هنوز در حسرت و آرزوست،
و رو به سوی خاور
چشمی صهیون را مینگرد،
امیدمان هنوز از دست نرفته است.
امید دوهزارسالهمان.
که ملتی آزاد باشیم در سرزمین خود:
سرزمین صهیون و اورشلیم.
دانلود فایل صوتی(zip) با حجم 830 Kb
نظرات ()باشگاه ضدصهیونیستها از تمامی علاقمندان دعوت می کند برای پیشرفت این وبلاگ با ما همکاری کنند.
جهت اعلام آمادگی برای همکاری، لطفاً از طریق ایمیل، مدیر وبلاگ را مطلع کنید.
ایمیل:
نظرات ()با سلام!
خیلی شرمنده ام! این روزها واقعا سرم شلوغه! از یک طرف کارهای دانشگاه، از یه طرف تهیه مطلب برای چند تا وبلاگ، خلاصه معذت می خوام.
اولین بخش آموزش زبان عبری رو توی ادامه مطلب ببینید. در ضمن حتما نظر بدید.
نظرات ()شهادت شهید دکتر نزال ریان از فرماندهان برجسته جنبش مقاومت اسلامی حماس تسلیت باد.

شهید ریان از شخصیتهای برجسته علمی حماسی فلسطین است که به موضع گیری های شجاعانه شهرت دارد.
امروز، ١٢ دیماه ١٣٨٧، ایشان به همراه خانواده شان در منزل شخصی خود در اثر بمباران هوایی رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.
نظرات ()